كلام : 74
User Rating
- توضیحات
-
منتشر شده در یکشنبه, 13 مرداد 1392 06:12
-
نوشته شده توسط اپراتور Sahand-Kavir.Com
سخنى از آن حضرت (ع ) وقتى كه شنيد بنى اميه او را به شركت در قتل عثمان متهم مى كنند:
آيا باز نداشت بنى اميه را از عيب نهادن بر من ، شناختشان از من آيا سابقه من در دين ، نادانان را از تهمت نهادن بر من مانع نگرديد خداوند اندرزشان داده و، اندرز خدا از سخن من رساتر است . من بر ضد كسانى كه از دايره دين پاى بيرون مى نهند احتجاج مى كنم . من خصم كسانى هستم كه در دل شك و ترديد مى پرورند. هر كار كه در آن شبهتى هست به كتاب خدا عرضه شود و خدا بندگان خود را به آنچه در دل نهان داشته اند كيفر مى دهد.
و من كلام له ع لَما بَلَغَه اتهام بَني اءميّة له بِالْمُشاركة فِي دَمِّ عُثْمان :
اءَوَلَمْ يَنْهَ بَنِي اءُمَيَّةَ عِلْمُها بِي عَنْ قَرْفِي اءَوَما وَزَعَ الْجُهَّالَ سَابِقَتِي عَنْ تُهَمَتِي وَ لَما وَ عَظَهُمُ اللَّهُ بِهِ اءَبْلَغُ مِنْ لِسَانِي ! اءَنَا حَجِيجُ الْمَارِقِينَ، وَ خَصِيمُ الْمُرْتَابِينَ، وَ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ تُعْرَضُ الْاءَمْثَالُ، وَ بِما فِي الصُّدُورِ تُجَازَى الْعِبَادُ.